ضمن عرض سلام و احترام
بسیار سپاسگذاریم که به خانواده بزرگ ما پیوستید
برای اطلاع رسانی بهتر شما همراهان گرامی بوسیله ایمیل شما را مطلع خواهیم کرد
کتاب رستگاری در تاریکی اثر جول اوستین، به بررسی زندگی افراد در مواقعی که اوقات واقعا دشواری را پشت سر میگذرانند پرداخته و دید آنها در این زمانها را به چالش میکشد. به عقیده جول اوستین (Joel Osteen) هر انسانی که دستاوردی عظیم داشته از نقاط تاریک زندگی خود به سلامت گذشته است. کتاب رستگاری در تاریکی (Blesse In The Darkness) بیان میکند که شاید از این نکته غافل باشید، اما به واقع در همین نقاط سردرگم زندگی است که میتوان رشد کرد. در همین مرحله است که شخصیت واقعی شما شکل خواهد گرفت و اعتماد به خداوند و استقامتورزی را آموزش میبینید. زمانی که شرکت محل کارتان به تعدیل نیرو دست میزند و شما از کار بیکار میشوید، زمانی که در رابطهی عاطفی خود شکست میخورید و باید از نو شروع کنید، چه برکتهایی در این اوقات در جریان هست که به آن توجه نمیکنید؟ در زندگی همه، لحظاتی هست که از میان نقاط تاریک حیاتشان عبور میکنند. این نقاط تاریک میتواند طلاق، از دست دادن یک عزیز و یا شکستن قلبشان باشد. در این مواقع دلسردی، دور شدن از رویاهایی که در سر داشتند و اندیشیدن به پایان راحتترین کار است. دانهای را در ذهن خود مجسم کنید. این دانه تا زمانی که در نور است جوانه نزده و هرگز آن گیاهی که باید از آن پدید نمیآید. بلکه در خاک، در جایی تاریک، تا آن قوه درونیاش صورت واقعی به خود میگیرد. بنابراین، در وجود انسانها نیز دانههای تعالی در قالب رویاها، اهداف، استعدادها و توان بالقوهشان به امانت گذاشته شده که تنها در مکانی تاریک مجال بروز آن است. به بیان نویسنده انسانها خود تصمیم میگیرند که بیشتر به خیر خداوند و زندگی عمیق متوسل شوند نه به گناه. او تلاش میکند تا اصول کتاب مقدس را به شیوهای ساده آموزش دهد، با تاکید بر قدرت عشق و نگرش مثبت. در بخشی از متن کتاب رستگاری در تاریکی میخوانیم: هنگامیکه قرار بر به صلیب کشیدن حضرت مسیح شد، او به مردم گفت، "شما میتوانید این مقبره را ویران کنید، اما من سه روز بعد برخواهم خواست". آنها گمان کردند منظور مسیح آن مقبره است، اما او داشت در مورد خویشتن حرف میزد. او این اصل را میدانست که پایان کارش تثبیت شده است. صحنه نهایی زندگی او را فیلمبرداری کرده بودند. صحنه نهایی زندگیاش خیانت و بدرفتاری دیدن، آویخته شدن روی صلیب با درد بسیار یا دفن شدن در مقبرهای که کفن پیچیده شده بود؛ نیست. او میدانست در صحنه نهایی زندگی در کنار خداوند خواهد نشست، با دارا بودن تمام قدرت، و کلیدهای مرگ و جهنم. به همین دلیل است که میگویند، "به خاطر خداوند که در مقابل او قرار داشت سبب میشد تا او صلیب را تاب بیاورد و شرم را تحمل کند". در اوقات صعب، برای اینکه شادی خود را حفظ کنید باید چشم به آینده داشته باشید و بدانید پایان از قبل مشخص شده است، شما پایانی شکوفا خواهید داشت، خداوند همواره سببساز کامیابی شماست. ما نیز بایستی هنگام روبرو شدن با سختی و مشکلات، همانند عیسی چنین دیدگاهی در پیش بگیریم و بگوییم، قرار نیست که من همواره اینجا باشم. اینجا منزلی است موقت. نیازی نیست مقبرهای برای خود بخرم. اعتیاد پایان کار من نیست. این بدهی، این بیماری یا این فقدان صرفا یک صحنه از زندگیام است. میدانم صحنه دیگری در راه است – صحنهای از پیروزی، صحنهای از ارتقا، صحنهای از راهگشایی، صحنهای از احیا.
وضعیت :